تبليغاتX
ملكوت

ملكوت

افتادم از بهشت بر اين ارتفاع پست

سیمرغ 24 (2)

سکوت ابراهیم

جایی خواندم همیشه وقتی اتفاقات بزرگ در راهند کسی هست که مثل دوست گالیور آیه یاس بخواند....

سال گذشته با قضایایی که گذشت از به رنگ ارغوان دل کندیم..

اما از تابستان امسال دوباره زمزمه هایی پیچید که قدری امید را در دلمان زنده کرد.

آقای تهیه کننده هم انگار از این در خوف و رجا نگه داشتن مشتاقان لذت می بردهر چند وقت یک بارکه احساس می کرد اخبار حول و حوش فیلم فروکش کرده

مصاحبه ای می کرد و درباره مجوز نمایش داشتن فیلم واکرانش در جشنواره امسال سخنرانی می کرد.حتی آخرین اظهار نظر عجیبش تماسش با شخص وزیر اطلاعات وقول مساعد گرفتنش برای اکران بود آن هم ایامی که لیست فیلم های حاضر در جشنواره اعلام شده بودبنده خدا مرا یاد آخرین مقاومت های سعید الصحاف در واپسین روزهای اشغال عراق می انداخت.

اما قضایا طور دیگری رقم خورد و جشنواره بدون به رنگ ارغوان آغاز شد.

در این بین اما آخرین واکنش حاتمی کیا نامه ای بود که سال گذشته به یونسی نوشت. همین...

بعد هم بی سرو صدا به نام پدر را ساخت. به قول خوش ناجیش در بد ترین شراط عمر کاریش:

"درست در اوج ،فشار ،نا امیدی عصبیت ،خشم،بغض و بی راهی که خدا برای هیچ اهل ذوقی نصیب نکند به نام پدر مثل فانوس دریایی مرا از در یای پر تلاطم به رنگ ارغوان خارج کرد"

این روز ها هم سخت درگیر "حلقه سبز "است وکوچکترین عکس العملی نسبت به عدم اکران "به رنگ ارغوان" نشان نمی دهد.

نمی دانم شاید مثل پدری که از فرزندش قطع امید کرده به نگه داشتن فیلم در آرشیو شخصی اش رضایت داده...

شاید...

 

+ نوشته شده در  سی ام دی 1384ساعت 17  توسط م.ملك پور  | 

سیمرغ 24 (1)

 

افتتاحیه ای گرم وعجیب وغریب در شبی سرد

جشنواره فیلم فجر به این شکل که برگزار می شود یک از اعاظم عجایب است که فقط درمملکت ایران وجودش محتمل است. به پاره ای از این عجایب اشاره می کنم:

1-امروز ساعت 30/19 اولین سانسی است که اولین فیلم را در جشنواره 24 خواهم دید.

کدام فیلم؟ نمی دانم.آری به همین سادگی

سری به سایت اختصاصی جشنواره هم که می زنم برنامه همه سینماها رامی شود پیدا کرد،غیر از همین سینمایی که بلیطش را به صورت پیش فروش تهیه کرده ام.از بچگی به بد شانس بودنم کاملا واقف بودم

 اما نه در حد بین المللی!

به هر حال نمی دانم امشب کدام فیلم ها را قرار است ببینم...

2- دیشب افتتاحیه ای با حضور مسئولین فرهنگی کشور،وزیر ارشاد،شهردار تهران وهنرمندان در تالار وزارت کشور برگزار شد... تااینجا همه چیز خیلی عادی است.

مساله از این جا شروع می شود :(توزیع آبمیوه تاریخ گذشته وفاسد در بین حاضران)

آن هم جشنواره ای که پسوند بین المللی را یدک می کشد.

آری به همین سادگی...

راستی تا یادم نرفته از حاج کاظم هم که سری به کلبه جدیدالتاسیس و محقرم زده ممنونم

قدم رنجه فرمودید .حاج کاظم دلاور اینجا چی کار می کنی؟

ایشالا بتونم از راهنمایی های شما و سایر دوستان استفاده کنم...
+ نوشته شده در  سی ام دی 1384ساعت 17  توسط م.ملك پور  | 

آدينه؛ روز آغاز، روز پرواز...


امروز روز ديگري ست.
روز شروع اين بلاگ، روز پا برهنه قدم زدن در يك ارتفاع پست.

و گفتن حرف هايي كه گفتني‌ ست: از حرف هاي دل، از شوق قدم زدن، از جامعه پر درد، از سينماي لذت بخش، از جشنواره امسال (كه آن هم از امروز افتتاح شده!).

و از او...
آن كه امروز روز اوست!
و غم مي پاشد نبودنش به ملكوت.

كي...
كي مي رسد سبكبال؟!
+ نوشته شده در  سی ام دی 1384ساعت 8  توسط م.ملك پور  |