تبليغاتX
ملكوت - رگ گردن صنفی

ملكوت

افتادم از بهشت بر اين ارتفاع پست

رگ گردن صنفی

دارو دسته سیب زمینی

 

بعداز سقوط هواپیمای سی 130 و خبر شدن خبرسازان ، در حوزه ی

رسانه ای کشور فضایی شکل گرفت که در نوع خود تا آن روز بی نظیر بود .

از نود و هشت مسافر هواپیما شصت و هشت نفر خبرنگار و تیم خبری بودند .

همین مساله باعث شد حدود دو هفته اکثر برنامه های صدا و سیما و اکثر

صفحات بعضی روزنامه ها حول و محور این موضوع بچرخد در آن ایام کافی بود

کنترل به دست مقابل تلویزیون بنشینی و چرخی در این جعبه جادویی بزنی

از صبح به خیر ایران و عجب رسمیه و گریه و زاری نظام اسلامی بگیر تا

بغض کامران نجف زاده و(مروای دوست) اصفهانی که این آخری آن قدر پخش

شد که دیگر هروقت گوش می کنم تصاویر لاشه ی سوخته هواپیما و تشیع

 پیکر شهدای آن سانحه جلوی چشم هایم می آید .

 

***

بی نظیر را به این خاطرگفتم

چهلم هواپیمای سی 130 نشده بود که یک فروند هواپیمای فالکن که حامل

تعدادی از فرماندهان ارشد سپاه بود در ارومیه سقوط کرد .

خبر به صورت خیلی کوتاه به عنوان خبر سوم و یا چهارم در تلویزیون

اعلام شد همین .

روزنامه ها هم دست کمی از عزیزان صدا و سیما نداشتند اکثر روزنامه ها

غیر از یک یا دو روزنامه باکس کوچکی رابرای خالی نبودن عریضه و به عنوان

خبر به این موضوع اختصاص دادند .

 

***

شما را نمی دانم ولی خودم هنوز نتوانسته ام با این مسئله کنار بیایم .

شاید هم من مشکل دارم به قول پدرم از دید بعضی ها سپاهی هاو در کل 

 نظامی ها برای کشته شدن درست شده اند واین موضوع چندان عجیب و غریبی نیست .

الحق و الانصاف آیا بین این خون و آن خون تفاوتی هست ؟

آیا ازدست دادن افرادی که بابت امنیت این کشور روزو شب نمی شناختند و

تمام هستی شان را کف دست گرفته بودند انسانهایی سرشار از از عشق ، ایثار

و از  همه مهمتر تجربه سالها فرماندهی در دوران جنگ اینقدر معمولی و ساده

است که حضرات صدا و سیما پس از حضور رهبر انقلاب کنار پیکر شهدای حادثه

برای عقب نماندن از موضوع سراسیمه برنامه هایی را تهیه و پخش کند که سرتا سر

بوی دستپاچگی می دهد .

 

***

اینها را گفتم تا به این برسم که چرا باید عکس العمل ها نسبت به حوادث و مسایل

پیرامونی در جامعه ما اینقدر رنگ و بوی صنفی به خود بگیرد.

آیا به صرف اینکه صدا و سیما و مطبوعات تریبونی در اختیار دارند می توانند

به میل خود حساسیت مردم را نسبت به موضوعات مختلف کم و زیاد کنند

این یعنی ناعادلانه ترین نوع برخورد.

 

***

در مورد همین مساله توهین به پیامبر اسلام در نشریات اروپایی هم همینطور شد .

روی سخنم با برخی از دوستان خودم نیز هست ( امیدوارم که آزرده نشوند) عزیزانی

که در مورد همین مساله توهین به پیامبر قدمی که نه ، حتی نیمه قلمی هم نزدند

به ناگاه شاهدیم که در مورد اخراج فلان استاد از دانشگاه رگ گردنی می شوند

 و ساعت ها در این زمینه قلم فرسایی می کنند ومصاحبه و اعتراض ...

وحتی فریاد مردم به ما ملحق شوید سر می دهند

حضرات می فرمایند خبر باید در برگیری داشته باشدما که نفهیمیدیم دربرگیری این

موضوع کجاست که توقع هم دارند که همه نسبت به این موضوع اعلام انزجار نمایند

 و حال بشنوید از حضرت شمس الواعظین معاون انجمن صنفی روزنامه نگاران :

آقای شمس الواعظین چرا انجمن در مورد موضوع توهین به پیامبر در

نشریات اروپایی هیچ گونه عکس العملی نداشت ؟

- چون این موضوع کاملا سیاسی بود و ما ترجیح دادیم اظهارنظرنکنیم .

چرا انجمن در موارد سیاسی دیگر وارد موضوع می شود و حتی بعضا

بیانیه نیز صادر می کند ؟

- بنده از حقوق شهروندی خودم استفاده می کنم و این سوال را جواب نمی دهم ...

 

***

قضاوت با خودتان

یاحق

 

 
+ نوشته شده در  سی ام بهمن 1384ساعت 23  توسط م.ملك پور  |