روز اول/فيلم اول(چند مي گيري گريه كني؟)
چيزي كه زياده مرده ي عموديه
امتياز: ***
از همان ابتدا هم احساس خوبي نسبت به اين فيلم نداشتم
وحالا كه جايگزين به نام پدر شده بود ديگر واويلا...
فكر مي كردم يكي از همين فيلم هاي تجربي – جشنواره اي باشد
و با توجه به اين كه اولين فيلم بلندشاهد احمد لو
بازيگر نوجوان دهه شصت است،كاريست بسان همه اينگونه كارها.
اما از همان پنج دقيقه اول فيلم فهميدم با فيلمي سرراست،گرم
وبا طعم لطيف طنز روبرو هستم..
شايسته پيرمرد متمولي كه از ترس مردن در غربت و تنهايي در خارج از كشور
به ايران برمي گرددو در جريان ماجرايي با يك بنگاه برگزاري مراسم تدفين
كه كارش اعزام سياهي لشگر و به اصطلاح(گريه كن)
به مجالس سوت و كور است آشنا مي شود و درخواست مي كند
براي اطمينان از آبرومند بودن برنامه يك بار با حضور خودش برنامه اجرا شود...
داستان جدال مرگ وزندگي است...
وحكايت تلخ ارتزاق است از مرگ
بازي ها به جز چند مورد همه روان ويكدست وشخصيت ها
به سادگي خود فيلم ملموس است و دوست داشتني.
از مهمترين امتيازات اين اثر تقسيم وزن نقش ها بصورتي است كه
شايد يافتن نقش اول و دوم در اين كار دشوار باشد.
تصميم دارم از اين پس گلچيني از ديالوگ هاي خوب فيلم ها را
(البته از نظر خودم)در پايان يادداشت هرفيلم بياورم:
گزیده دیالوگ:
- نيومدم فاتحه بخونم،اومدم فاتحمو بخونن...
- اينجا ايرونه،مرده رو زمين نمي مونه،كفن داره،دفن داره،سه داره،هفت داره،چهل داره....
- شايد گريه كن كم باشه ولي حلوا خور هميشه هست...
